گر طبیبانه بیایی به سر بالینم….به دو عالم ندهم لذت بیماری را

به مناسبت ۲۶مهر شصتمین سالگرد تیرباران الگوی انسان معاصر..مرتضی کیوان
شهریور ۱۹, ۱۳۹۹
خلقت به روایت من ( قسمت اول)
شهریور ۱۹, ۱۳۹۹

گر طبیبانه بیایی به سر بالینم….به دو عالم ندهم لذت بیماری را

گر طبیبانه بیایی به سر بالینم….به دو عالم ندهم لذت بیماری را

این یادداشت را خیلی سال پیش به عنوان نوشته ای به مناسبت بزرگداشت روز پزشک نوشتم و اکنون اینجا به عنوان یک دلنوشته می اورم
روز پزشک به همکاران عزیزم مبارک باشد.به انها که طبیبان روح ازرده و جان خسته ادمی هستند.به انها که پزشکی را تنها یک شغل نمیدانند و وسیله ای برای گذران زندگی (که خوب البته در جای خودش هست).به انها که از اسایش و ارامش خود می گذرند و پاداش این گذشت را با لب خنده های زیبای بیمارانشان درجان پاک و شیفته خود احساس میکنند…تصویر البته مربوط به دکتر البرت شوایتزر موسیقیدان پیانیست و پزشک المانی است که با ساختن بیمارستانی درقلب جنگلهای گابن در افریقا و درمان بیماران بسیار نام خود را جاودانه کرد.داستان سرگذشت او در کتاب فارسی یکی از سالهای ابتدایی به چاپ رسیده بود و او شاید بزرگترین قهرمان دوران کودکی من بود زمانی به یکی از دوستان گفتم ما میخواستیم البرت شوایتزر شویم سر از کجا در اوردیم حالا انهایی که پزشکی را به امید های دیگر ادامه میدهند خدا میداند سر از کجا در خواهند اورد..البرت شوایتزر بیمارستان خود را از راه کمکهایی اداره میکرد که با کنسرت هایش در اروپا از مردم هدیه میگرفت. .دکتر شوایتزر در سال ۱۹۵۲ به پاس زحماتش برای انسانیت و صلح جایزه صلح نوبل را کسب کرد بعدها نام و اوازه او جهانی شد واز همه دنیا کمکهای انسان دوستانه به سوی بیمارستان او در گابن سرازیر شد.البرت خستگی ناپذیر ما سرانجام در سال ۱۹۶۵در سن نود سالگی در بیمارستانی که خود در قلب جنگلهای افریقا ساخته بود به جاودانگی پیوست تا یاد و نامش چراغی باشد برای انها که دل درگرو عشق ادمی دارند و زندگی را جز برای این نمی خواهند

دیدگاه ها بسته شده است