مرثیه ای برای لیلا ………هموطن جوان عربم
شهریور ۱۹, ۱۳۹۹
گل ممد چگونه در یادها ماند؟
شهریور ۱۹, ۱۳۹۹

عدد پنجاه

ادم وقتی جوانتر است فکر میکند خیلی مانده تا پنجاه سالگیش.اما تا می اید به خودش بجنبد عکسی را در روبرویش میبیند که عدد پنجاه را بر روی کیکش گذاشته اند .حتی اگر دل و دماغ عکس گرفتن و این حرفها را هم نداشته باشد بازهم برای دلخوشی خودش و برای اینکه یادگاری برای سالهای بعد داشته باشد کراواتی میزند لباسش را ست میکند و در برابر دوربین دختر نازنینش که از او میخواهد تا لبخند بزند مینشیند و بعد برای لحظاتی چشمهایش را میبندد و ارزوهای طول و درازش را از ذهن میگذراند و بعد انها را با فوتی روانه شمعهای روشن میکند.بعد هم یادش می اید که چند روز پیش در جایی و به نقل از یک سید شکلاتی پوش خوانده است که ……. “برگزاری این جلسه در این موقعیت که بسیاری از بزرگان ما در حصر به سر می برند و تعداد زیادتری از عزیزان در حبس هستند و در شرایطی که به دلیل مشکلات تحمیل شده از بیرون و ناتوانی های داخلی مردم شریف با مشکلات بسیار زیادی دست و پنجه نرم می کنند و با درد و مشقت روبرو هستند کمی ناگوارهست……..و البته منظور سید شکلاتی پوش از برگزاری جلسه تولدی است که دوستانش برایش گرفته اند.برای اینکه بفهمیم چرا خیلی ها دل و دماغ تولد گرفتن را ندارند لازم نیست خیلی به زحمت بیفتیم.اما رسیدن سالروز تولد اگر چه به ادم میگوید که پیمانه اش به سرعت برق و باد در حال پرشدن است و ادمی را کمی غصه دار میکند اما یک خوبی هم دارد و ان هم این است که ادم به خاطر می اورد دوستان مهربانی دارد که نفسشان همچون نسیم بهاری ارام بخش است و وجودشان گرمی بخش همه لحظه های زندگی .از همه دوستان عزیزم که من را شرمنده خود کردند و برایم مبارک باد فرستادند صمیمانه سپاسگزارم و ارزو میکنم سرتاسر زندگیشان سرشار از شادی و امید باشد

 

دیدگاه ها بسته شده است