گل ممد چگونه در یادها ماند؟
شهریور ۱۹, ۱۳۹۹
دلتنگی برای مادر
شهریور ۱۹, ۱۳۹۹

بهاریه

بهاریه
بهاراز راه میرسد و من دوباره هوایی را که سخت دوست دارم به مهمانی
فضای سینه ام دعوت میکنم.چقدر این گردش و چرخش زمین ر ا دوست دارم.چقدر این دوباره نوشدن را دوست دارم…نمیدانم چرا هر بار که صدای پای بهار نزدیک میشود بهانه ای پیدا میکنم تا در دل درود بفرستم به انانی که در پهنه بزرگ سرگذشت و سرنوشت این سرزمین اهورایی و پاک با زندگی و مرگ خویش مژده دهنده بهار بوده اند.انانی که عشقی به بزرگی و بلندای زیبای دماوند البرز داشته اند.انانی که پهندشت بزرگ سینه هاشان به فراخناکی و زیبایی دشتهای سرسبز وطن نازنینمان بوده است.انانی که عاشق مردم این سرزمین و دوستداران سربلند و ازاده کرامت انسانی و ازادی او بوده اند.انانی که در هر کنار و گوشه این شوره زار یاس چشم انتظار و مژده دهنده گان رویش چندین هزارجنگل شاداب بوده اند.فرخی یزدی شاعر بزرگ و ازادی خواه ایران یکی از این هزاران مژده دهندگان بود .همو که در بیست و پنجم مهرماه سال یک هزارو سیصد و هجده شمسی در زندان قصر رضاخانی سر به پای ازادی نهاد و چونان که خود گفته بود از بند بندگی خواجگان ازاد شد.او در اخرین روزهای سالی را که در زندان قصر گذراند خطاب به انانی که عید را مبارک باد میگفتند غزلی سرود که همچون نام و خاطره خودش جاودانه شد
اکنون انگار و چه ناباورانه باید باور کنیم که تاریخ نه دوباره و نه تنها به شکل و شمایل حقیقت یا تراژدی که چندین و چند باره و انگاری که به درازنای تاریخ بشریت تکرار میشود.این غزل زیبا را به دوستان نازنین فیس بوکیم تقدیم میکنم تا در خاطره و یادمان بما ند که ما وامدار بزرگانی چون فرخی یزدی هستیم انها که در همه لحظات تاریخ پر فراز و نشیب سرنوشت مام میهن چونان اذرخش در اسمان یا همچون بنفشه در زمین مژده دهندگان بهاربوده اند….بهار بر همه دوستان عزیزم مبارک
سوگواران را مجال بازدید و دید نیست.
بازگرد ای عید از زندان که ما را عید نیست
گفتن لفظ مبارک باد طوطی در قفس
شاهد آیینه دل داند که جز تقلید نیست
عید نوروزی که از بیداد ضحاکی عزاست
هر که شادی می کند از دوره ی جمشید نیست
سر بزیر از آن بدارم من که دیگر این زمان
با من آن مرغ غزل خوانی که می نالید نیست
بی گناهی گر به زندان مرد با حال تباه
ظالم مظلوم کش هم تا ابد جاوید نیست
وای بر شهری که در آن مزد مردان درست
از حکومت غیر حبس و کشتن و تبعید نیست
صحبت عفو عمومی راست باشد یا دروغ
هر چه باشد از حوادث فرخی نومید نیست

 

دیدگاه ها بسته شده است